همه احتمالا تصور می کردند که عروسی ویلیام و کیت پری داستان عروسی واقعی بود. آنها احتمالا حتی توجه نکردین که "اتفاقا" رنگ لباس عروسی سلطنتی، یک بازی عالی برای لباس های در افسانه سیندرلا. از شاهزاده و لباس های "شاهزاده خانم، از طریق به کسانی که از خواهران گام شر!
ارسال در عروسی رده
عروسی آفریقایی
ازدواج در آفتابی آفریقا ممکن است مانند یک ایده بسیار عاشقانه به بیشتر به نظر می رسد، اما به ویژه برای دو kiddies آلمانی، که تصمیم به فرار کردن با معشوق به آفریقا - که در آن گرم آن ".
دو آلمانی کودکان - پنج و شش ساله - توسط پلیس، از eloping به آفریقا به کراوات گره در آفتاب متوقف شده اند، گزارش می گویند.
مرغ عشق های جوجه به عنوان میکا و آنا لنا، بسته بندی شده لباس حمام، عینک آفتابی و لیلو و رهبری برای فرودگاه.
آنها حتی تا به حال حضور ذهن به دعوت همراه شاهد رسمی - هفت ساله خواهر آنا، لنا.
سه تا آنجا که به عنوان ایستگاه راه آهن هانوفر قبل از پلیس مداخله.
زن و شوهر جوان بودند بسیار زیادی را در عشق "و در آفریقا ازدواج تصمیم گرفته بود که در آن گرم است"، Holger Jureczko، سخنگوی پلیس به خبرگزاری AFP گفت.
خورشید پناهجویان
این ایده برای گریز عروسی خانواده کودکان جشن شب سال نو را با هم و میکا دو دختر با داستان تعطیلات اخیر به ایتالیا regaled متولد شد.
صبح روز بعد، به عنوان پدر و مادر خود را به خواب، سه نفر بی باک راه می رفت 1km (0.6 مایل) به ایستگاه تراموا محلی در Langenhagen، جایی که آنها روی یک تراموا برای هانوفر ایستگاه مرکزی hopped.
اما این گروه سوء ظن از یک نگهبان را برانگیخت آنها به عنوان یک قطار به فرودگاه منتظر، و پلیس شوید. نامیده می شدند
افسران متقاعد کودکان آنها را نمی خواهد دور بدون بلیط و پول، اما آنها را با یک تور از ایستگاه پلیس، جایی که آنها به مدت کوتاهی توسط پدر و مادر را برطرف برداشت دلداری.
اگر چه هر گونه طرح ازدواج شده اند در انتظار نگه داشته در حال حاضر قرار داده شده، پلیس در مجموع نه رد احتمال عروسی آفریقایی.
"آنها هنوز هم می توانید طرح خود را به عمل در تاریخ بعد،" AFP سخنگو به نقل از.
Adià ³ حالا
امروز آخرین روز من به نوشتن یک پست شخصی به عنوان یک خانم ... وقتی که من از مرخصی، من به شما اجازه می دانید، اما پس از آن من خواهد MRS!
من نمی توانم صبر برای عروسی دیگر. برخی از عوارض جزئی شده اند وجود دارد. افرادی که مایل به نشستن در جایی که ما در حال حاضر مرتب شده برای آنها را به نشستن، و دیگران که RSVP'd که می آیند نمی. Pff ... Twats. به هر حال، بنابراین ما باید برای ایجاد برخی از تغییرات.
فردا می شود هزینه های روز گرفتن چیزهایی اخیر آماده، و من قصد دارم برای پدیکور. سپس من میخوام خواهرم و خانواده اش - در آنها از تگزاس - ماهواره! نمی توانید صبر کنید.
روز جمعه ما در حال راه اندازی محل است. کسی به چادر خیمه به قیر، و نصب gazebo. ما خواهید بود مشغول دا © نارسایی قلبی و تنظیمات گل. من را به یاد داشته باشید تا وانت گل رز از گلبرگ ها که من قصد دارم با پرهای اردک سفید مخلوط پولک، و نیز انتخاب کنید تا دسته گل من. من امیدوارم که دسته گل من می آید از راه آن را می خواهم. من در زمان آنها یک تصویر از یک مجله که من کپی شده بود. من آن را به این پست اضافه کنید، بنابراین شما می توانید ببینید
شما می توانید بر روی عکس کلیک کنید، آن را باید یک بیننده فانتزی جدید به نام سبد باز - من این ایده از Kristyn - Kristyn ثبت
)
من کوشش کرده ام به خودم یادآوری می کنند که من نیاز به توزیع بیش از مسائل کار من تمرکز می کنند، اما بسیار سخت خود را، به خصوص چون من می دانم که این چند ساعت گذشته است.
من ژله ایمیل را از colleauge که قصد من برای عروسی. من آن را ارسال کنید در اینجا در DOC کلمه رمز محافظت شده است. اگر می دانید که نام خانوادگی من، شما می توانید آن را باز کنید - که رمز عبور است.
امیدواریم همه شما را بدون من تا ماه مارس 18th زنده بمانند زمانی که من در دفتر
من باید ... نفس کشیدن
شما می دانید، این چند هفته آخر زندگی من احتمالا بیشتر گیج کننده تا کنون بوده است. من فکر نمی کنم من همیشه تاکید بسیار است. من تن به خاطر داشته باشید. لیست بزرگ هستند، اما شما باید به یاد داشته باشید که در آن شما قرار دادن آن، و آنچه از جهنم به این معنی است که زمانی که من نوشتم "حلقه های دستمال سفره" - من می نویسم که به خاطر من به اندازه کافی نیست، چرا که باید به آنها را انتخاب کنید، آنها را رها خاموش، و یا چه؟ است که فرض کنید من با این ظرف غذا کمک کند؟
بسیاری از مردم را برای کمک به من، و من واقعا آرزو آنها می تواند، اما مرتب سازی ظروف سرباز یا مسافر در سر من چیزی است که فقط می توانم انجام دهم. من نیاز به نشستن و ایجاد طرح ... فکر می کنم کمی چیزهای ذره، تجزیه و تحلیل آن، و سپس برنامه ای برای دریافت همه چیز انجام شده است. چیزی است، من وقتش را ندارم؟ من 8 روز باقی مانده، من می دانم، اما من 8 ساعت در روز کار می کنند، و من صرف یک ساعت و نیم سفر هر روز (اگر من خوش شانس). وقتی که من به خانه من برای پختن و تمیز کردن، و همه چیز را در خانه جدید که من قبلا سازماندهی سازماندهی، و پس از آن من خسته که من نیاز به خواب دیگری قادر نخواهد بود برای دریافت تا بعد بامداد امروز در 05:00.
شما ممکن است متوجه شده است که جملات بسیار طولانی هستند و نشانه های زیادی را در آنها ندارد اما این که دقیقا چه احساس می کنم - می خواهم من فقط می توانید یک استراحت می کنید - مثل من فقط باید به رفتن ادامه دهید بدون اینکه قادر به متوقف کردن و نفس را، و صبر کنید تا من احساس می کنم مثل من قادر به انجام است.
من نیاز به برنامه ریزی تحویل در محل کار برای بار است که من خواهم بود از دفتر برای ماه عسل، و در حال حاضر، من هم برای آن نیست یا، من فقط باید کار بیش از حد به انجام آن است، و احساس می کنم من می توانم سر من بالا آب را حفظ کند.
من فقط نمی توانید صبر کنید تا روز خود را بزرگ، و من می توانم همواره حالت آرامش و دلی آرام داشته باشید و لذت بردن از همه چیز. من فقط دیگر نمی تواند صبر کنید.
من باید مرخصی بیشتری را برای هفته آینده، به جای فقط گرفتن جمعه خاموش، و من هنوز هم اگر من می تواند چیزی شبیه به آن را دریافت کنید، اما من شرط می بندم که آسان نخواهد بود، از آنجایی که من هنوز چیزهای زیادی برای انجام این کار در کار می کنند.
من امیدوارم که همه شما را در حال گرفتن خسته هنوز
شما ممکن است بپرسید که چرا وبلاگ نویسی را نگه دارم اگر من چیزهای زیادی انجام دهید، و زمان بسیار کمی است، اما این قطعه کوچک من سلامت عقل و من واقعا در اینجا می توانید بیرون ریختن. با یک فنجان چای یا مقداری آب، موسیقی، و فقط به اشتراک گذاشتن افکار و ناامیدی های من ... آن روز من قابل تحمل می سازد.
برخی از افراد احساس زنده بودن میده Come on عجله کن هنگامی که با شرایط استرس زا برخورد هایی از این دست - آنچه خود آنها را برای زندگی است. ذخیره؟ من تمام این برنامه ریزی را دوست ندارم و. نوع من "توقف و بوی گل" دختر است. من می خواهم به آنچه که من احساس، و در حال حاضر، من احساس می کنم هیچ.

















































آخرین نظرات ...