ما را به خانه ما نقل مکان کرد که تقریبا در حدود دو سال پیش! نمی تونم باور کنم که چنین زمان طولانی در حال حاضر، اما مگس ها هم! هنگامی که در ما نقل مکان کرد به سختی وجود دارد هر یک از فرزندان در اطراف، و مجموعه نسبتا آرام بود. خوب است. تنها مردم است که کودک در آن زمان بود همسایه های درب بعدی ما بود، و او به مانند یک نوزاد آرام بود - من همیشه شنیدن گریه او را به خاطر آورید.
در حال حاضر، دو سال بعد او یک کودک نو پا است، نزدیک به 3 ساله - و او که "وحشتناک-2 را" مرحله که در آن او را در بالای صدای او فریاد می زند وقتی که راه خود را رفتن نیست، و گاهی اوقات فقط به خاطر او می تواند این. من می توانم از این، درک، و من حتی کمی همدردی برای والدین است.
با این حال، من لذت می برند که در صبح روز یکشنبه قبل از 7:00 توسط این دختر جیغ کمی بیدار. او به در و داد میزد و گریه تا زمانی که من در نهایت خودم را از رختخواب بیرون کشیده، به اجرا درآمد و برای بررسی رفت اگر او در زیر چیزی شاید نه به دام افتاده است، و یا اگر پدر و مادر او بود شاید او به قطب گره خورده است - او حتی چشمک زدن زمانی که او را دیدم من در او، و آن را تنها یک بار شروع کردم به درخواست او ماجرا از چه قرار بود که مادرش را به او در داخل خانه آمد. * آه *
در حال حاضر، علاوه بر این یکی کمی و کاملا آشکار است دو سال او نوسانات نوع قدیمی خلق، ما نیز به نظر می رسد و بعد فورا رفت واز کل تیم پسران مدرسه ابتدایی که بازی کریکت را در پارکینگش پیدا.
احساس می کنم بیش از حد بد آنها را تعقیب و دور، اما امروز من تا به حال برای بستن پنجره زیرا آنها بیش از حد پر سر و صدا!
من نمی خواهم حاج قدیمی به باشد، اما گاهی اوقات احساس می کنم انگار بر اساس مدرسه زندگی می کنند، و همه با فریاد در حال رفتن به قطعا من آجیل رانندگی!
حداکثر تا کنون موفق به بیمار باقی می ماند، اما من به آرامی اما مطمئنا شروع به تحریک. من می دانم، می دانم ... آن خوب نیست، و من تلاش واقعا سخت خودم را در کفش خود را. بزرگ شدن در یک مجموعه می تواند آسان - معامله، من در یک باغ بزرگ بزرگ شد، و به حال همه که فضا به خودم!
چگونه در مورد بچه های پر سر و صدا و یا حتی ناخوانده احساس؟ آن را یکی حق داشتن آرامش و آرام؟ یا آن مهم تر اجازه دهید آنها را بچه ها؟

















































نظرات دیگران (بدون نظر)